روزی که ما از هم جدا شدیم من تمام یادگاری های تورا دور ریختم تا از این پس فراموشت کنم
اما تو همه یادگاری هایم را نگاه داشتی
اکنون سال ها از آن روز می گذرد
من هنوز تو را به یاد دارم
اما تو با وجود یادگارهایم مرا از یاد برده ای.....

.........کاش آن آیینه ای بودم من
که به هر صبح تورا می دیدم
می کشیدم همه اندام تورا در آغوش
همه اندام تو با آنهمه پیچ آنهمه تاب
آنچه از باغ لبت می چیدم
گل صد بوسه ی ناب......

